تو به آرزو رسیدی(امیر حسین امیریان)

تو  بیــا روایتی کن ، که مـرا  چگـونه دیدی

    تو قصیده ای بنا کن،که چه ها زمن شنیدی

نه چو  شد پیــاله ام  پر، نتوانمش فــزودن

    به دلم گرفت  اتش ، تو بر ان همی دمیدی

تو مثال شـاخ  پیچــک،که  قرار و جــا ندارد

     نه مرا بباغ دیدی،نه به  سمت من خمیدی

توچه وعده هاکه کردی،و یکی عمل نکردی

تو به فکر نوح بودی ،که چنین ز من رمیدی

تو مــرا رهـــا نمودی ، گــل ارزو نچیــدم

      تو بمان و زندگی کن ، که به ارزو رسیدی

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
ندا

[لبخند][لبخند]سلام اقا كيوان شعر اقاي اميريان را ديدم .بيت 4 به اينصورت است در كتابشان. تو ز وعده ها گذشتي و يكي عمل نكردي چه خطا نموده بودم كه زمن چنان رميدي متشكر . شعر هاي قشنگي گرد اوري كرديد . [لبخند][گل]