دار

حالمان بد نیست غم کم می خوریم

 

کم که نه هر روز کم کم می خوریم

آب می خواهم سرابم میدهند

عشق می ورزم عذابم میدهند

خود نمیدانم کجا رفتم به خواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب

خنجری بر قلب بیمارم زدند

بی گناهی بودم و دارم زدند

 

/ 5 نظر / 9 بازدید

سلام وبلاگت خیلی 20ته . اگرمایلید تبادل لینک کنیم . ♥راهنمای سفرهای خارجی♥ http://worldguides.persianblog.ir/

بزرگترین دیتابیس چت ایرانیان - WildBuzz

WildBuzz مدیر کل انجمن، معاون انجمن، پلیس انجمن، کاربر ویژه نیاز دارد. در صورت تمایل به همکاری و همچنین داشتن اطلاعات کافی از سرورهای چت حال حاضر مانند یاهو، لطفا به سایت مراجعه نمایید و فرم ثبت نام در انجمن را پر کنید چگونگی فعالیت در انجمن: http://wildbuzz.ir/post/73 ثبت نام در انجمن: http://wildbuzz.ir/Forum/Register با تشکر

تنها

زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .

تنها

زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت زندگی رودی است جاری هر که آمد کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .

عاشقانه های حوا

گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست!!! عینک را برداشتم.. ... ... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم... [لبخند][لبخند][لبخند]