قاصدک عشق

ای خدا غصه نخور

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم

بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم

با وجودی که به حکم تو دلم زخمی شد

شاکی از این که مرا دوست نداری نشدم

ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد

من که ویران تر از این ابر بهاری نشدم

قسمتم بود اگر رفت و مرا تنها کرد

بعد از او قرق شکایت ز تو آری نشدم

ای خدا غصه نخور باز همین می مانم

من زمین خورده ی این ضربه ی کاری نشدم

هر که می خواست مرا از تو جدا  سازد دید

هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم

+   کیوان حقیقی ; ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir