قاصدک عشق

عاشق سوخته

عاشقی سوخته ای بی سر و سامان دیدیم
گفتم ای یار مکن در سر فکرت جان را

نفسی سرد برآورد و ضعیف از سر درد
گفت بگذار من بی سر و بی سامان را

پند دلبند تو در گوش من آید هیهات
من که بر درد حریصم چه کنم درمان را

 

 

+   کیوان حقیقی ; ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir