قاصدک عشق

حالا که تو دوستم نداری چه کنم؟

 

حالا که تو دوستم نداری چه کنم؟ ...با درد بزرگ بی قراری چه کنم؟

 

گیرم که کنم عشق تو از سینه برون ...با این همه زخم یادگاری چه کنم؟

 

نیست ترسم فقط از تنهایی ...با حسرت تلخ این جدایی چه کنم؟

 

پر بود هوای دلم از دلتنگی ...گفتی که کنم دل از تو خالی چه کنم؟

 

اینجا که نفس کشیدنم اجباریست ...با قصه ی جبر زندگانی چه کنم؟

 

رفتی و شدم من پر از این فکر غریب ...حالا که تو دوستم نداری چه کنم؟

 

 

+   کیوان حقیقی ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir