قاصدک عشق

عشق بیهوده

 مرا به من بگذار

 به خویشتن بگذار

من و تلاطم دریا

تو و صلابت سنگ

من و شکوه تو

ای پرشکوه خشم آهنگ

من و سکوت و صبوری؟

من و تحمل دوری؟

مگر چه بود محبت 

که سنگ سنگش را

به سر زدم با شوق؟!!

من از هجوم هجاهای عشق می ترسم

امید بی ثمری خانه در دلم کرده ست

به دشت وباغ و بیابان

به برگ برگ درختان

و روح سبز گیاهان

گر از کمند تو دل رست

دوباره آورم ایمان


که عشق بیهودست....!!!

 

+   کیوان حقیقی ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir