قاصدک عشق

خیلی عاشق تو بودم ...

 

 

 

خبری ازت نبودو

 

خیلی بی تاب تو بودم

 

اومدم سراغت اما

 

پر گریه شد وجودم

 

خیلی دلتنگ تو بودم

 

گل مهربونو نازم

 

نمیدونم چرا اینجام

 

یا  اصلا چم شده بازم

 

اون همه  قول و قرارو

 

اومدم یادت بیارم

 

اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم

 

این جا گل بارونه امشب

 

چقد این فضا غریبه

 

چرا من هیچی نمیگم

 

چرا میخندم عجیبه

 

آخه مجبورم بخندم کسی اشکامو نبینه

 

حالا کــو تا باورم شه سرنوشت من همینه

 

به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم

 

آرزوم بود که من امشب پیش تو وایساده باشم

 

چه لباسای قشنگی بت میاد چقد عزیزم

 

تو میخندی و من از دور دارم اشکامو میریزم

 

خوش سلیقه هم که بودی آره بهتر از من اونه

 

سر تره ازم میدونم اون که میخواستی همونه

 

تازه فهمیدم حسودم

 

دست توتو دست اونه

 

ای خدا انگاری اونم نقطه ضعفمو میدونه

 

حالا تو دست تو حلقس دست اون حلقه تو دستات

 

یامن اشتباه میبینم یا دروغ  بود همه حرفات

 

بله رو بگو گل  من تو ازم خیری ندیدی

 

آرزوم بود که ببینم  تو تو رختای سفیدی

 

حالا هردو حلقه داریم تو تو دستت من تو چشمام

 

تو زدی من اما موندم زیر قولت روی حرفام

 

برو خوشبخت شی عزیزم تو ازم خیری ندیدی

 

آرزوم بود که ببینم  تو تو رختای سفیدی

 

بله رو بگو گل من بگو و شرشو بشکن

 

منو زندگی بی تو باورم نمیشه اصلا

 

داره سردم میشه کم کم

 

خیسه از اشکام لباسم

 

همه گریه هامو کردم اشکی هم نمونده واسم

 

میزنم بیرون از این جا بله رو میگی نباشم

 

میرم اون بیرون یه گوشه دست به دامن خدا شم

 

"بله"

 

 

بله رو گفتی تموم شد دیگه این آخر کاره

 

هی میخوام بگم مبارک

 

ولی بغضم نمیزاره

 

هق هقم تبریکه من بود

 

من واسه تو گریه کردم

 

قطره قطره های اشکو

 

به تو امشب هدیه کردم

 

امشب تو جشنت عزیزم

 

نمیدونی چی کشیدم

 

اما کاش اشکام نبودن تورو واضح تر میدیدم

 

دیگه چشمام نمی بینه دستمم نمی نویسه

 

دل خوشیم همین یه نامس گرچه اینم خیسه خیسه

 

آخرین جمله ی نامم این از ته وجودم

 

برو خوشبخت شی عزیزم خیلی عاشق تو بودم


+   کیوان حقیقی ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir