قاصدک عشق

بی تو اما چه بهاری

گفتم ای یار بهار آمد وشورانگیزم

 

بی تو اما چه بهاری؟که پر از پاییزم

 

زیر سقفی که تو را- آه- تو راکم دارم

 

از غم دایره عجزو عزا لبریزم

 

در پس جام نهان می شوم ومی یابد

 

می درد غم جگرم را: به کجا بگریزم؟

 

آه: شن های روان: کوه فرو ریخته اند

 

یاری ام کن که غریبانه فرو می ریزم....

 

آن که مانند شب زلزله ویرانم کرد

 

کاش باز آید وبا یاری او برخیزم.

 

 

+   کیوان حقیقی ; ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir