قاصدک عشق

باید فراموشت کنم

 

 

باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین می کنم

من می توانم می شود ، آرام تلقین می کنم

با عکس های دیگری تا صبح ، صحبت می کنم

با آن اتاق خویش را ، بیهوده تزئین می کنم

سخت است اما می شود ، در نقش یک عاقل روَم

نه شب دعایت می کنم ، نه صبح نفرین می کنم

حالم نه اصلا خوب نیست ، تا بعد بهتر می شوم

فکری برای این دل ِ تنهای غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین

خود را برای درک این ، صدبار تحسین می کنم

از جنب و جوش افتاده ام ، دیگر نمی گویم به خود

وقتی عروسی می کند ، آن می کنم ، این می کنم!

هرچه دعا کردم نشد ، شاید کسی آمین نگفت

حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم

 

 

 

 

 

 

چمدانم را بسته ام  ...

می خواهم سفر کنم ...

سفری دور ...

منتظر قطارم ...

در ایستگاه نیستم ...

روی ریل نشسته ام ...

 

 

 

 

+   کیوان حقیقی ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٥

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir